السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

43

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)

هارون نسبت به موسى باشى » . « 1 » 17 - 20 . سلمه ، از پدرش ، از پدرش ، از جدّش ، از سلمةبن‌كهيل ، از مجاهد ، از ابن‌عبّاس كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على فرمود : « تو نسبت به من ، در جايگاه هارونى نسبت به موسى » . « 2 » 18 - 20 . محمودبن‌محمّد مروزى از حامدبن‌آدم مروزى ، از جرير ، از ليث ، از مجاهد ، از ابن‌عبّاس كه گفت : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله ميان يارانش از مهاجران و انصار پيمان برادرى بست ، ميان علىبن‌ابيطالب و هيچ‌يك از آنان همچنين نكرد ، على خشمناك بيرون رفت تا به زمين پستى رسيد ، بازويش را زير سر گذاشت و باد بر او وزيد . پيامبر صلى الله عليه و آله او را جست‌وجو كرد تا يافت . به پاى او زد و فرمود : « برخيز ، سزاوار نيستى جز اين كه ابوتراب باشى ، آيا بر من خشمگين شدى هنگامى كه ميان مهاجران و انصار پيمان برادرى بستم ، ولى ميان تو و هيچ‌يك از آنان چنين نكردم ، آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ هان ! هر كس تو را دوست داشت ايمنى و ايمان او را فرا گيرد ، و هركس تو را دوست نداشت خداوند او را به مرگ جاهليت بميراند و با عملش در اسلام محاسبه گردد » . « 3 » 19 - 20 . عبيد عجلى ، از حسن‌بن‌على حلوانى ، از عمران‌بن‌ابان ، از مالك‌بن حسن‌بن مالك‌بن حويرث ، از پدرش ، از جدّش كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى » . « 4 » 21 - روايت مخلّص ذهبى حافظ محبّ طبرى ، به روايت محمّدبن عبدالرّحمان ، مخلّص ذهبى چنين اشاره مىكند : و از او ( يعنى از سعد ) كه گفت : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به « جرف » رسيدند ،

--> ( 1 ) . المعجم الكبير : 5 / 203 ، رقم 5094 . ( 2 ) . همان ، رقم 5095 . ( 3 ) . همان : 11 / 62 ، رقم 11092 . ( 4 ) . همان : 19 / 291 ، رقم 647 .